تبليغاتX
دنيا قراره تا به کي اينجور باشه &&&&&&&&&&&&&&&&&&& يا ابا صالح &&&&&&&&&&&&&&&&&&& تا کي قراره حرف ، حرف زور باشه .::<-اللهم عجل لوليک الفرج->::.

تموم هستیه من :: انتــــــــــــظار
تموم هستیه من
انتــــــــــــظار
روا بود که گریبان ز هجر پاره کنم....دلم هوای تو کرده بگو چه چاره کنم؟؟؟ 
 

بسم رب الفاطمه

آسمان ابری دل همچون شبها و روزهای گذشته عزم بارش دارد...

غم و درد ، این بار بسیار جانسوز است...

آتش به جان می زند یاد سیلی مادر...

می سوزاند از درون مرا یاد آن لحظه...

یاد بی کسی و تنهایی علی (ع)...

یاد آن لحظه که دیگر اشک و آه و ناله و فریاد هم درمانی برای فروکش ساختنش نبود و نیست و هرگز هم نخواهد بود....

یاد آن لحظه که مولایم علی (ع) تازه متوجه دردهایی شد که حضرت زهرا(س) می کشید اما لب فرو می بست ...

ای من به فدای غریبیت یا زهرا...

چه کشیدی با درد بازوی ورم کرده و پهلوی شکسته...؟؟

وای وای وای ....واویلا از این غم و درد جانگداز ...

فریاد و صد هزار بار فریاد از این غریبی...

ای منتقم سیلی حضرت زهرا(س) کی عزم ظهور داری یا مولا؟؟

 

 امید انتظار من

|لینک ثابت|
نوشته شده توسط در شنبه دوازدهم خرداد 1386 و ساعت 1:36