تبليغاتX
دنيا قراره تا به کي اينجور باشه &&&&&&&&&&&&&&&&&&& يا ابا صالح &&&&&&&&&&&&&&&&&&& تا کي قراره حرف ، حرف زور باشه .::<-اللهم عجل لوليک الفرج->::.

تموم هستیه من :: انتــــــــــــظار
تموم هستیه من
انتــــــــــــظار
حدیث امام مهدی عج + اهل سنت و جماعت از نگاه شيعه  

حدیثی از حضرت مهدی عج

(اهل بيت(عليهم السلام) محور حق)

(الْحَقُّ مَعَنا فَلَنْ يُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا، وَنَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا، وَالْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعُنا)[1]

حق با ما اهل بيت است و كناره گيرى عده اى از ما هرگز سبب وحشتمان نمى شود; چرا كه ما دست پرورده هاى پروردگاريم، و ديگر مخلوقين خداوند، دست پرورده هاى ما هستند.

شرح

اين حديث شريف را شيخ طوسى(رحمه الله)، با سند معتبر، از ابوعمرو عمرى، از امام زمان(عليه السلام) نقل كرده است.حضرت(عليه السلام) در اين فقره از حديث، به سه نكته اشاره مى فرمايد:

1. تمام حقّ و حقيقت، با اهل بيت(عليهم السلام) و همراه با آنان است. بايد توجه داشت كه جمله ى «الحقّ معنا» با جمله ى «اهل البيت مع الحق» فرق مى كند; زيرا مفهوم جمله ى نخست آن است كه اهل بيت(عليهم السلام) محور اساسى براى تشخيص حقّ از باطل اند و براى شناخت اين دو از هم ديگر بايد به سنّت و رفتار و كردار آنان رجوع كرد; بر خلاف مفهوم جمله ى دوم. همين معنا، از حديث «عليّ مع الحقّ والحقّ مع عليّ»[2] نيز استفاده مى شود.

2. كسى كه حقّ با اوست نبايد از اِعراض ديگران از او و تنها ماندنش، به وحشت بيفتد و به كمى يا زيادى طرف داران خود نگاه كند.

حضرت موسى بن جعفر(عليه السلام) به هشام مى فرمايد:

اى هشام! اگر در دست تو گردويى است و همه ى مردم مى گويند كه آن دُرّ است، براى تو نفعى ندارد; زيرا تو مى دانى كه در دستت گردو است; و نيز اگر در دست تو دُرّ است، و مردم مى گويند گردو است، به تو ضررى نمى رسد; زيرا تو مى دانى كه آن چه در دست توست دُرّ است[3].

هم چنين امام على(عليه السلام) مى فرمايد:

در راه هدايت، از كمى اهل آن وحشت نكنيد[4].

3. درباره ى جمله ى سومى كه در اين حديث آمده است، دو تفسير متفاوت وجود دارد كه مانعى در جمع اين دو نيست. در ذيل به آن ها اشاره مى كنيم:

الف) همانا اهل بيت(عليهم السلام)، در عقايد و اعمال دينى، محتاج به مردم نيستند، و آن چه از جانب خداوند به واسطه ى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)به آنان رسيده است، آنها را كفايت مى كند; در حالى كه امّت، در اين امور، محتاج به اهل بيت اند، و تنها رجوع به كتاب و سنّت، آنان را كفايت نمى كند، و بدون مراجعه به اهل بيت(عليهم السلام) قطعاً گمراه و هلاك مى شوند.

ب) نعمت هاى خداوند بر اهل بيت(عليهم السلام)، مباشرتاً و بدون واسطه ى كسى نازل مى گردد، در صورتى كه نعمت هايى كه خداوند بر مردم نازل مى كند، بدون واسطه ى اهل بيت(عليهم السلام)نخواهد بود.

[1]. الغيبة، شيخ طوسى، ص285، ح245 ; احتجاج، ج2، ص278 ; بحارالأنوار، ج53، ص178، ح9 .

[2]. احتجاج، ج1، ص97 ; بحارالأنوار، ج29، ص243، ح11 .

[3]. تحف العقول، ص386 ; بحارالأنوار، ج75، ص300، ح1 .

[4]. نهج البلاغه، حكمت201 ; بحارالأنوار، ج64، ص158، ح1 .


اهل سنت و جماعت از نگاه شيعه

اگر برخي از مردم عادي و متعصب شيعه را ناديده بگيريم – كه همه اهل سنت و جماعت را ناصبي مي دانند – اكثريت قاطع علماي شيعه در گذشته و حال همواره بر اين عقيده بودند كه برادران آنها از اهل سنت و جماعت قرباني نيرنگ و فريب امويان شده اند ، زيرا به سلف صالح خوش بين بوده اند و از آنها پيروي كرده اند . بي آنكه جستجو كنند و بد و خوب را بازشناسند . و همين باعث شده كه از راه درست به دور افتاده اند و از ثقلين يعني قران و عترت ، جدا شده اند ، با اينكه اين دو مي توانستند امت را از كژ راهه دور نگهدارند و راه درست را براي آنان تضمين كنند .

آنان بسيار در دفاع از خود و معرفي عقايد خويش ، دست به تأليف مي برند و به انصاف و اتحاد با برادران اهل سنت و جماعت ، دعوت مي كنند .

برخي از علماي شيعه در كشور هاي مختلف درباره روش هاي تأسيس بنيادها و انجمن هاي اسلامي براي نزديك ساختن مذاهب با يكديگر ، تحقيق كرده اند ، و در پي آنند تا پراكندگي ها را به همبستگي تبديل كنند .

شيوۀ شيعيان بويژه علماي آنها هميشه اين بوده كه امامان پاك اهلبيت را معرفي كنند و مذهب جعفري را كه نماينده اسلام به تمام معناي آن است به دنيا بشناسانند . آنها در اين باره كتابها و مقاله هاي فراواني نوشته اند ، و سمينارهايي در اين باره بر پا كرده اند . بويژه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران چندين كنفرانس به نام وحدت اسلامي و تقريب مذاهب برگزار شده و در همۀ آنها صادقانه دعوت به دور افكندن دشمني و كينه ، و پراكندن روح برادري و احترام مسلمان به يكديگر نمايان است .

شما اگر به هر خانه اي از خانه هاي شيعه پاي بگذاريد ، خواه خانه هاي افراد معمولي و خواه خانه هاي دانشمندان و تحصيلكرده هاي شيعه ، مي بينيد كه در كنار كتابهاي شيعه بسياري از نوشته هاي اهل سنت و جماعت نيز قرار دارد . و بر عكس شما نزد علماي سني جز در موارد استثنايي ، هيچ كتابي از شيعه را نمي يابيد .

به همين سبب آنها بسياري از حقايق را دربارۀ شيعه نمي دانند و تنها دروغ هاي دشمنان شيعه به آنها رسيده است .

در مقابل مي بينيد كه افراد عادي شيعه در اغلب موارد تاريخ اسلام را در تمام مراحل آن بخوبي مي داند و مناسبت هاي مختلف آن را گرامي مي دارد .

ادامه دارد ...

|لینک ثابت|
نوشته شده توسط منتـظر تنـها در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت 14:7
ادامه مطالب قبل 
امام حسین علیه السلام فرمودند:

إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ
بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است

(فرهنگ سخنان امام حسین ص/ 476)


چرا يك كنفرانس اسلامي تشكيل نمي شود كه در آن علماي هر دو گروه بنشينند و مسائل اختلافي را در برابر چشم و گوش همۀ مسلمانان بحث كنند ، تا راست را از دروغ باز شناسند ؟

بويژه كه اهل سنت و جماعت اكنون سه چهارم مسلمانان جهان را تشكيل مي دهند و امكانات مادي و نفوذ فراواني در دولت ها دارند . و اين كار براي آنها آسان است ، زيرا امروز ماهواره ها كار مخابرۀ اين مجالس را آسان كرده اند .

اهل سنت و جماعت هرگز اين كار را نمي كنند ، و حاضر به رويارويي علمي نيستند ، با اينكه قران كريم اين روش را توصيه مي كند و در سورۀ بقره آيۀ 111 مي فرمايد :

يعني : بگو دليل خود را بياوريد ، اگر راست مي گوييد .

و يا در سورۀ انعام آيۀ 148 مي فرمايد :

يعني : بگو آيا دانشي داريد كه به ما نشان بدهيد ؟ شما تنها از گمان هاي باطل خود پيروي مي كنيد .

به همين روي مي بينيم كه آنها همواره به دشنام و ناسزا روي مي آورند و تكفير مي كنند و تهمت مي زنند . و مي دانند كه دليل و برهان ، تنها در دست طرف شيعه است .

من بر اين عقيده ام كه آنها مي ترسند ، اگر پرده از حقايق برداشته شود ؛ بيشتر مسلمانان شيعه مي شوند چنانكه در عمل نيز اتفاق افتاد و برخي از علماي الازهر چون در جستجوي حقيقت بر آمدند آن را يافتند و آگاه شدند و آنچه را كه عقيده سلف صالح ناميده مي شد ، رها كردند .

علماي اهل سنت و جماعت در يافته اند كه اين خطر ، آنان را تهديد مي كند ، و ممكن است آنها در جامعه شيعه ذوب شوند . به همين دليل برخي از آنان ، حتي نشستن با شيعه را هم بر پيروان خود حرام كرده اند ، تا چه رسد به گفتگو و بحث و جدال ، و ازدواج و خوردن از گوشت ذبح شده به وسيله آنها !!!

از اينجا مي توان دريافت كه آنها بيش از هركس ديگر از سنت بني اميه نزديكند كه با همۀ توان خود مي كوشيدند امت را گمراه كنند ، زيرا خودشان ، با بي ميلي و از روي ناچاري مسلمان شده بودند .

اين همان چيزي است كه امام آنها معاويه پسر ابو سفيان ، يعني كشندۀ بهترين ياران پيامبر (ص) ، براي رسيدن به قدرت گفته است :

من با شما نجنگيدم كه نماز بخوانيد و روزه بگيريد و به حج برويد ، بلكه با شما جنگيدم تا بر شما فرمان برانم . و خدا بر خلاف ميل شما مرا به آرزويم رساند .

خداوند متعال در سوره نمل آيه 34 چه راست فرمود :

يعني : پادشاهان چون به شهري در آيند ، آن را تباه مي كنند و مهتران آن را خوار مي سازند و اين شيوۀ آنهاست .

ادامه دارد ...

|لینک ثابت|
نوشته شده توسط منتـظر تنـها در شنبه دهم آذر 1386 و ساعت 14:1