تبليغاتX
دنيا قراره تا به کي اينجور باشه &&&&&&&&&&&&&&&&&&& يا ابا صالح &&&&&&&&&&&&&&&&&&& تا کي قراره حرف ، حرف زور باشه .::<-اللهم عجل لوليک الفرج->::.

تموم هستیه من :: انتــــــــــــظار
تموم هستیه من
انتــــــــــــظار
شرح حدیث سوم و معرفی امامان شیعه  
 

اول ذی حجه سالگرد ازدواج حضرت علی(ع)و حضرت فاطمه(س) بر همه ی دوستداران اهل بیت مبارک باد.

(فلسفه ى امامت و صفات امام)

(أَحْيى بِهِمْ دينَهُ، وَأَتَمَّ بِهِمْ نُورَهُ، وَجَعَلَ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ إِخْوانِهِمْ وَبَني عَمِّهِمْ وَالاَْدْنَيْنَ فَالاَْدْنَيْنَ مِنْ ذَوي أَرْحامِهِمْ فُرْقاناً بَيِّناً يُعْرَفُ بِهِ الْحُجَّةُ مِنَ الْمَحْجُوجِ، وَالاِْمامُ مِنَ الْمَأْمُومِ، بِأَنْ عَصَمَهُمْ مِنَ الذُّنُوبِ، وَبَرَّأَهُمْ مِنَ الْعُيُوبِ، وَطَهَّرَهُمْ مِنَ الدَّنَسِ، وَنَزَّهَهُمْ مِنَ اللَّبْسِ، وَجَعَلَهُمْ خُزّانَ عِلْمِهِ، وَمُسْتَوْدَعَ حِكْمَتِهِ، وَمَوْضِعَ سِرِّهِ، وَأَيَّدَهُمْ بِالدَّلائِلِ، وَلَوْلا ذلِكَ لَكانَ النّاسُ عَلى سَواء، وَلاَِدَّعى أَمْرَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ كُلُّ أَحَد، وَلَما عُرِفَ الْحَقُّ مِنَ الْباطِلِ، وَلا الْعالِمُ مِنَ الْجاهِلِ)[۱]

اوصيا كسانى هستند كه خداوند متعال، دينش را با آنان زنده مى كند، و نورش را با آنان كاملاً مى گسترد و سيطره مى دهد. خداوند ميان آنان و برادران و عموزادگان و ديگر خويشاوندانشان تفاوت آشكارى گذاشته است كه به سبب آن، حجّت از غير حجّت، و امام از مأموم، شناخته مى شود. آن تفاوت آشكار اين است كه آنان را از گناهان محفوظ و مصون داشته، از عيوب مبرّا كرده، از پليدى پاك گردانيده، از اشتباه منزهشان داشته، آنان را خزانه داران علم و حكمت و پرده داران سرّ خود قرار داده و آنان را با دليل ها تأييد كرده است. اگر اين گونه نبود، همه ى مردم با هم يكسان بودند و هر كس مى توانست ادعاى امامت كند كه در اين حال، حقّ از باطل و عالم از جاهل، تشخيص داده نمى شد.

شرح

اين كلمات، از جمله مطالبى است كه امام زمان(عليه السلام) در جواب نامه ى احمد بن اسحاق مرقوم داشته است. آن حضرت(عليه السلام) بعد از اشاره به نكاتى چند، به حقيقت و شأن و مقام امامت و امام پرداخته و خصوصياتى را براى امام بيان فرموده است، تا سبب تمايز امام حق از مدعى دروغين امامت باشد:

1. امام كسى است كه به سبب او دين خدا زنده خواهد ماند; زيرا او است كه در هنگام اختلافات و وقوع فتنه ها و شبهه ها، حقّ را از باطل تشخيص مى دهد و مردم را به دين واقعى هدايت مى كند.

2. نور خدا كه با رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) شروع شد، با امام تمام و كامل مى شود.

3. خداوند متعال، در ذريه ى پيامبر، براى تميز امام از بقيه ى افراد، اوصافى اختصاصى براى امام قرار داده است، تا مردم، در امر امامت، دچار شبهه نشوند، خصوصاً هنگامى كه بعضى از ذريه ى پيامبر، ادعاى دروغين امامت مى كنند. برخى از اين ويژگى ها، عصمت از گناهان، دورى از عيوب، طهارت از پليدى، نزاهت و پرهيز از اشتباه و ... است. اگر اين ويژگى ها نبود، هر كس مى توانست ادعاى امامت كند و بدين سان، حق و باطل جدا شدنى نبودند و در نتيجه، دين الهى بر جهانيان حاكم نمى شد.

[۱]. الغيبة، طوسى، ص288، ح246; احتجاج، ج2، ص280; بحارالأنوار، ج53، ص194و195، ح21.


معرفي امامان شيعه

شيعيان به دوازده امام از اهلبيت (ع) روي آوردند كه نخستين آنها علي بن ابي طالب و پس از او فرزندش حسن و پس از او فرزند ديگرش حسين و سپس نه تن از فرزندان معصوم حسين و از نسل اويند .

پيامبر (ص) در بسياري از مناسبت ها نام اين دوازده تن را آورده و به آنها اشاره كرده است . و نام آنها در رواياتي كه علماي شيعه و برخي از عالمان سني آورده اند وجود دارد .

برخي از اهل سنت بر اين روايات خرده مي گيرند كه چگونه پيامبر (ص) دربارۀ امور غيبي كه هنوز روي نداده سخن مي گويد ؟ در حالی که خدا در قران سوره اعراف آيۀ 188 از زبان او مي فرمايد :

يعني : اگر علم غيب داشتم بر داراييهاي خود مي افزودم ، و زياني به من نمي رسيد .

در پاسخ اين سؤال بايد بگوييم كه اين آيه كريمه به طور كلي پيامبر را از علم غيب بركنار نمي داند ، بلكه در پاسخ مشركاني آمده كه از او مي خواستند به آنها بگويد قيامت چه هنگام به پا مي شود . و زمان آن را كه تنها خدا مي داند ، براي آنها اعلام كند . در قران كريم سورۀ جن آيه 26 - 27 آمده است :

يعني : او داناي به غيب است و كسي را از غيب خود ،آگاه نمي كند ، مگر هر يك از پيامبران را كه بپسندد .

اين آيه ، نشان مي دهد كه خداوند پيامبران برگزيده را از غيب خود ، آگاه مي سازد . و داستان يوسف ، از اين نمونه هاست كه در زندان به هم بندان خود گفت : از سورۀ يوسف آيۀ 37

يعني : پيش از آنكه براي شما خوراكي بياورند ، من تعبير اين خواب را به شما مي گويم و اين از دانش هايي است كه خداي من به من آموخته است .

و نيز خداوند متعال در سورۀ كهف آيۀ 65 مي فرمايد :

يعني : آن دو بنده اي از بندگان ما را يافتند كه از پيش خود به او دانشي آموخته بوديم .

و اين درباره خضر است كه با موسي روبه رو شد و دانشي غيبي به او آموخت كه نتوانست بر آن شكيبايي كند .

مسلمانان شيعه و سني در اين باره اختلاف ندارند كه پيامبر (ص) دانشي غيبي داشت . و سيرۀ آن حضرت بسياري از اخبار غيبي را به ثبت رسانيده ، مانند اينكه فرموده است : شگفتا ! چگونه گروه سركشان ، عمار را مي كشند .

 و نيز به امام علي (ع) فرمود : بدبخت ترين مردم آخر الزمان ، ضربتي بر سر تو مي زند كه با آن محاسن تو رنگين مي شود .

و نيز فرمود : فرزندم حسن ميان دو دسته از مسلمانان صلح و سازش مي دهد . و به ابوذر فرمود كه تنها و در تبعيد مي ميرد . و ديگر اخبار غيبي كه از آن حضرت روايت شده است . از جمله حديث مشهور كه در بخاري و مسلم و همۀ محدثان آورده اند كه حضرت فرمود : امامان پس از من دوازده تن هستند و همه از قريشند . و در روايت ديگر فرمود : همه از بني هاشمند .

اگر كسي بپرسد ، چرا شما اين دوازده تن را رها كرده ايد و به مذاهب اربعه چسبيده ايد ، با اينكه احاديث را پذيرفته ايد و صحيح مي دانيد ، چه پاسخي دارند ؟

پاسخ اين است كه : سلف صالح همه از ياران سه خليفه اي بودند كه سقيفه آنان را روي كار آورد ، يعني ابوبكر ، عمر و عثمان . و گريز آنها از اهل بيت ، و دشمني با علي و فرزندانش ، براي آنان ، اجتناب ناپذير شده بود . - چنانكه گفتيم – در نابودي سنت پيامبر و جانشين ساختن اجتهاد ، كوشيدند .

و اين سبب شد كه امت ، پس از درگذشت پيامبر ، بي درنگ به دو گروه تقسيم شوند . سلف صالح و پيروان آنها ، كه اهل سنت و جماعت نمايندگان آنها هستند و اكثريت قاطع امت را تشكيل مي دهند و اقليتي كه علي و شيعيان او هستند و از بيعت با ابوبكر خودداري نمودند ، و آن را نپذيرفتند و كنار نهاده شدند . و دستگاه قدرت ، بر آنان خشم گرفت و آنها را رافضي ناميد .

ادامه دارد ...

|لینک ثابت|
نوشته شده توسط منتـظر تنـها در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 14:3
شرح حدیث دوم + ادامه مطالب قبل  

بسم رب المهدی

(امام(عليه السلام)، امان اهل زمين)

(إِنّي لاََمانٌ لاَِهْلِ الاَْرْضِ كَما أَنَّ النُّجُومَ أَمانٌ لاَِهْلِ السَّماءِ)[۱]

همانا، من، امان و مايه ى ايمنى براى اهل زمينم; همان گونه كه ستاره ها، سبب ايمنى اهل آسمان اند.

شرح

اين كلام، قسمتى از جواب هايى است كه امام زمان(عليه السلام)، در پاسخ به نامه ى اسحاق بن يعقوب فرموده است. اسحاق در اين نامه، از علت غيبت سؤال مى كند. حضرت بعد از جواب و بيان علّت غيبت، به اين نكته اشاره دارد كه وجود امام در غيبت، بى فايده و اثر نيست; از فوايد امام اين است كه وجود او سبب ايمنى براى اهل زمين است; همان گونه كه ستارگان آسمان مايه ى ايمنى براى اهل آسمان اند. در روايات صحيح ديگرى نيز به همين مضمون اشاره شده است. در آن روايات آمده است: اگر حجت در زمين نباشد، زمين و اهل آن، دگرگون و مضطرب خواهند شد.

در تشبيه امان بودن امام زمان(عليه السلام) براى اهل زمين، به امان بودن ستارگان براى اهل آسمان، وجوه تشابهى نهفته است كه به دو مورد از آن ها اشاره مى كنيم:

1. همان گونه كه از جهت تكوينى، وجود ستارگان و كيفيّت وضع آن ها موجب امان و آرامش كرات و سيارات و كهكشان هاست، وجود امام زمان(عليه السلام) نسبت به موجودات زمين نيز چنين است.

2. همان گونه كه به سبب ستارگان، شياطين از آسمان ها رانده شدند و امان و آرامش براى اهالى آسمان ها، از جمله ملائكه فراهم شد، وجود امام زمان(عليه السلام) نيز تكويناً و تشريعاً سبب طرد شياطين از اهل زمين، خصوصاً انسان ها خواهد بود.

[۱]. كمال الدين، ج2، ص485، ح10 ; الغيبة، شيخ طوسى، ص292، ح247 ; احتجاج، ج2، ص284 ; إعلام الورى، ج2، ص272 ; كشف الغمة، ج3، ص340 ; الخرائج و الجرائح، ج3، ص1115 ; بحارالأنوار، ج53، ص181، ح10 .


ولي دانشمند سني ، به تاريخ كمتر بها مي دهد و آن را از مصيبتهايي مي داند كه نبايد در آن كند و كاو كرد . و از آنها خبر دار شد . بلكه بايد آن را ناديده گرفت ، و از مطالعه آن خودداري كرد ، تا به سلف صالح گمان بد برده نشود !!!

شيعيان ، اهل سنت پيامبرند ، زيرا امام نخستين آنها ، پس از پيامبر (ص) ، علي بن ابي طالب است كه سراسر زندگي او آميخته با سنت پيامبر است . بنگريد هنگامي كه آمدند تا با او بيعت كنند كه بر تخت خلافت بنشيند به شرط آنكه با شيوۀ شيخين عمل كند ، فرمود : من جز با قران و سنت پيامبر به شيوۀ ديگري حكومت نمي كنم .

علي (ع) به خلافت اگر بر خلاف سنت پيامبر (ص) باشد ؛ نيازي ندارد . او خود مي گويد :

خلافت بر شما پيش من ، چون آب بيني بز است كه از اثر عطسه بيرون مي جهد ، مگر آنكه بتوانم يكي از حدود خدا را اجرا كنم .

و فرزندش امام حسين (ع) مي گويد :

اگر دين محمد جز با كشتن من راست نمي شود اي شمشير ها مرا در ميان گيريد .

و اين سخن چون ترانه اي ابدي همواره در گوش جهان مي نوازد .

به همين دليل شيعيان ، برادران خود از اهل سنت و جماعت را به ديدۀ دوستي و مهرباني مي نگرند و اميد هدايت و ره يافتي و رهايي آنان را دارند ، زيرا به عقيده آنان هدايت كردن يك تن ، از همۀ دنيا ارزشمند تر است ، چنانكه در روايات صحيح آمده است كه پيامبر (ص) در روز فتح خيبر ، هنگامي كه علي (ع) را براي جنگ با يهود مي فرستاد ، فرمود : با آنان بجنگ تا به يگانگي خدا و رسالت من گواهي دهند ، و اگر اين را گفتند خون و مال خود را نگه داشته اند ، و حساب آنان با خداست . اگر خداوند يك تن را به دست تو هدايت كند ، براي تو بهتر است از همۀ آنچه خورشيد بر آنها مي تابد يا بهتر از نعمتهاي رنگارنگ است . «1»

تنها هدف علي بن ابي طالب نيز هدايت مردم و بازگشت آنان به كتاب خدا و سنت پيامبر (ص) بود . و شيعيان او نيز مي كوشند همۀ تهمتها و دروغ هايي را كه درباره آنان گفته شده ، از خود دور كنند . و برادران اهل سنت خويش را با حقايق اهل بيت (ع) آشنا سازند و آنان را به راه راست آورند .

سورۀ يوسف ، آيۀ 111 مي فرمايد :

يعني : در داستان هاي آنان براي خردمندان پند و عبرت است . اين سخني نيست كه به دروغ گفته شده باشد . بلكه تأييد است آنچه را كه در برابر اوست . و بازگو كردن هر چيز و هدايت و رحمت براي مردمي است كه ايمان آورند .

1. صحیح مسلم ، ج 7 ، ص 121 ، کتاب فضائل ، باب فضائل علی بن ابی طالب .

ادامه دارد ...

|لینک ثابت|
نوشته شده توسط منتـظر تنـها در شنبه هفدهم آذر 1386 و ساعت 15:2