تبليغاتX
دنيا قراره تا به کي اينجور باشه &&&&&&&&&&&&&&&&&&& يا ابا صالح &&&&&&&&&&&&&&&&&&& تا کي قراره حرف ، حرف زور باشه .::<-اللهم عجل لوليک الفرج->::.

تموم هستیه من :: انتــــــــــــظار
تموم هستیه من
انتــــــــــــظار
سلام بر محرم 

 

بسم رب المهدی

سلام .فرارسیدن ماه محرم رو خدمت امام عصر(عج) و همه عاشقان و دلباختگان مولا حسین(ع) تسلیت میگم.التماس دعا

اینم ادامه مطلب قبل :

ابو حنيفه شاگرد امام صادق (ع) و مالك شاگرد ابو حنيفه بوده است . شافعي از مالك استفاده كرده و احمد نيز از شافعي علم آموخته است .

ولي امامان اهلبيت ، دانش خود را از خدا گرفته اند . و نسل اندر نسل به ارث برده اند . و خداوند تنها دربارۀ آنان در سورۀ فاطر آيۀ 32 فرموده است :

يعني : سپس كتاب و دانش را به بندگان خود كه برگزيده بوديم ، به ارث داديم .

در جايي امام صادق (ع) دربارۀ اين حقيقت ، چنين فرموده است : شگفت است كه مردم مي گويند همۀ دانش خود را از رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم آموخته اند ، و به آن عمل مي كنند و ره يافته اند . و معتقدند كه ما خانواده از علم او چيزي نداريم و به آن راه نيافتيم . با اينكه خانواده و فرزندان او هستيم . و در خانه هاي ما وحي نازل شده . و اين علم از ما به مردم رسيده است ، آيا به نظر شما آنان دانستند و يافتند و ما ندانستيم و گمراه شديم ؟!

آري ، چگونه امام صادق (ع) از اينان تعجب نكند ، با آنكه آنها ادعا مي كنند ، دانش را از رسول خدا آموخته اند ، با آنكه با اهل بيت – كه دروازه اين دانشمند – دشمني مي كنند . و چگونه از ناميده شدن آنها به اهل سنت تعجب نكند ، درحالي كه آنها با سنت مخالفت مي كنند ؟!

و اگر شيعه – چنانكه تاريخ شهادت مي دهد – به علي نزديك بوده اند و او را ياري كرده اند . و در برابر دشمنانش ايستاده اند . و در جنگ با او بوده اند . و همۀ علوم خود را از او گرفته اند ، پس اهل سنت و جماعت شيعۀ او نيستند و او را ياري نكرده اند ، بلكه با او جنگيده اند ، و كوشيده اند ، تا او را نابود كنند . و پس از او فرزندانش را تعقيب كرده اند ، و كشتار و زندان و آزار كرده اند . و در بيشتر احكام دين خود ، با او مخالفت كرده اند . و از مدعيان علم و دانش پيروي كرده اند كه تنها بر اجتهادات و نظريات خود در احكام خدا تكيه مي كنند و آن را آن طور كه خواهش دلشان است و منافع آنان حكم مي كند ، زير و رو مي كنند .

و چگونه امروز از آنانكه مدعيان پيروي از سنت نبوي هستند تعجب نكنيم ، با اينكه آنها بر ضد خود گواهي مي دهند كه سنت پيامبر (ص) را رها كردند ، زيرا شعار شيعه شده بود . ( براي روشن شدن اين مطلب به كتاب « همراه با راستگويان » ص 159_160 مراجعه كنيد تا ببينيد كه ابن تيميه ، مي گويد بايد سنت پيامبر را كنار گذاشت ، زيرا شعار شيعه شده است . «1» ) آيا اين عجيب نيست ؟!

چگونه از اين مدعيان سنت و جماعت تعجب نكنيم ، در حالي كه آنها خود چند گروه هستند : مالكي ، حنفي ، شافعي و حنبلي و همه با يكديگر در احكام فقهي مخالفت مي كنند . و مدعي هستند كه اختلاف براي آنها رحمت است . و به اين ترتيب ، دين خدا به هوي و هوسها و گرايشها و نظريات و خواهشهاي نفساني افراد ، تبديل مي شود .

آري ، آنها گروه هاي بسياري هستند كه از احكام خدا و پيامبر ، جدا شده اند . ولي بر يك نكته هم داستانند و آن درستي خلافت در اجتماع غير قانوني سقيفه و رها كردن و كنار گذاشتن اهلبيت پاك پيامبر است .

1. منهاج السنة / ابن تیمیه ، ج 2 ، ص 141 . و شرح المواهب / زرقانی ، ج 5 ، ص 13 . و مصنف الهدایة .

ادامه دارد ...

|لینک ثابت|
نوشته شده توسط منتظر دلتنگ در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 23:20