تبليغاتX
دنيا قراره تا به کي اينجور باشه &&&&&&&&&&&&&&&&&&& يا ابا صالح &&&&&&&&&&&&&&&&&&& تا کي قراره حرف ، حرف زور باشه .::<-اللهم عجل لوليک الفرج->::.

تموم هستیه من :: انتــــــــــــظار
تموم هستیه من
انتــــــــــــظار
ادامه مطالب قبل  

بسم رب المهدي

آيا ابوبكر و دوستش بر اين عقيده اند كه رسول خدا ديني جز آنچه خدا فرستاده پديد آورده است . و مسلمانان را به رنج و سختي و كارهاي نا شدني وادار مي سازد ؟! هر گز چنين نيست ، او خود بسياري از اوقات مي فرمود : به مردم مژده دهيد و آنها را بيزار نسازيد و آسان بگيريد و سختگيري نكنيد . خدا به شما در برخي كارها اجازه هايي داده است ، بر خويش سخت نگيريد .

ولي اعتراف ابوبكر به اين كه تاب و توان سنت را ندارد ، تأكيدي است بر آنچه ما گفتيم كه او خود ، بدعتي پديد آورده كه با خواسته هاي خودش برابر بوده ، و با سياست دولتي كه خود در رأس آن بوده هماهنگي داشته است .

شايد عمر بن خطاب نيز بر اين عقيده بوده كه احكام قران و سنت قابل تحمل نيستند ! و به هنگام جنابت اگر آب نيابد نماز را رها مي كند . و در زمان خلافتش نيز همين فتوا را مي دهد . با اينكه همۀ مردم از خاص و عام ، حكم ان را مي دانند و همۀ محدثان حكم آن را آورده اند .

و از آنجا كه عمر به آميزش جنسي بسيار علاقه داشته ، آيۀ 187 از سورۀ بقره دربارۀ او نازل شده كه :

خدا دانست كه شما به خدا خيانت مي كنيد ، و بر شما بخشود .

زيرا او در هنگام روزه ، نتوانست از آميزش خودداري كند و چون آب هم كم بود عمر ديد كه رها كردن نماز آسانتر است و راحت تر اينكه صبر كند تا آب فراوان شود و براي غسل كافي باشد و آنگاه دوباره نماز بخواند .

عثمان هم با سنت پيامبر مخالفت كرد ، چنانكه معروف است ، تا آنجا كه عايشه پيراهن پيامبر را بيرون آورد و گفت : عثمان پيش از آنكه پيراهن پيامبر كهنه شود سنت او را كهنه كرده است ، تا آنجا كه صحابه بر او خرده گرفتند كه او سنت پيامبر و سنت شيخين را زير پا نهاده و او را كشتند .

كار معاويه نيز نياز به گفتن ندارد زيرا هم با قران و هم با سنت ، دشمني كرده ، زيرا كه پيامبر (ص) فرموده است :

علي از من و من از اويم . هر كس علي را دشنام دهد ، مرا دشنام داده و هركس مرا دشنام دهد خدا را دشنام داده است . «1»

مي بينيم كه معاويه در كار دشنام و لعن علي (ع) بسيار تند روي كرد ، تا آنجا كه به همۀ فرماندارانش دستور داد كه او را دشنام بدهند و لعنت كنند ! و هر كس نپذيرفت او را بركنار كرد و كشت .

اگر بدانيم كه معاويه همان كسي است كه خود و پيروانش را اهل سنت و جماعت ناميد و اين كار را در برابر نامگذاري شيعه و پيروان حق انجام داد .

برخي از مورخان نوشته اند كه در سالي كه معاويه بر خلافت اسلامي دست يافت ، پس از صلح با امام حسن مجتبي (ع) ، آن سال را سال جماعت ناميد .

و باز هم شگفتي بر طرف مي شود اگر دريابيم كه واژۀ سنت در نظر معاويه و پيروانش ، چيزي جز لعن علي بن ابي طالب بر بالاي منابر اسلامي جمعه و اعياد ، چيز ديگر نيست .

اگر سنت و جماعت از ابتكارات معاويه فرزند ابو سفيان باشد ، بايد از خداي متعال بخواهيم كه ما را بر بدعت رافضي بودن كه علي (ع) آن را تأسيس كرده بميراند !!

اي خوانندۀ گرامي ! تعجب نكنيد كه اهل بدعت و گمراهي اهل سنت و جماعت ناميده شوند و امامان پاك اهلبيت ، اهل بدعت دانسته شوند .

علامۀ ابن خلدون از نام آوران اهل سنت و جماعت با كمال بي پروايي و بي شرمي پس از بر شمردن مذاهب اهل سنت ، مي گويد : اهلبيت ، براي خود مذاهب جداگانه اي بر گزيدند كه بر خلاف تودۀ امت بود . و فقهي پديد آوردند كه تنها ويژۀ خود آنهاست . و آن را از پايه اي كه خود پديد آورده اند ، بر پا كردند . و از برخي از صحابه انتقاد كردند . «2»

اي خوانندۀ عزيز ! آيا من از آغاز به شما نگفتم اگر ادعاهاي آنان را بر عكس كنيد ، درست در مي آيد .

اگر فاسقان تبهكار بني اميه اهل سنت باشند و اهل بيت ، اهل بدعت – چنانكه ابن خلدون مي گويد – پس بايد فاتحه اسلام را بخوانيم و دنيا هم ديگر ارزشي ندارد .

|لینک ثابت|
نوشته شده توسط منتظر دلتنگ در چهارشنبه دهم بهمن 1386 و ساعت 0:57