تبليغاتX
دنيا قراره تا به کي اينجور باشه &&&&&&&&&&&&&&&&&&& يا ابا صالح &&&&&&&&&&&&&&&&&&& تا کي قراره حرف ، حرف زور باشه .::<-اللهم عجل لوليک الفرج->::.

تموم هستیه من :: انتــــــــــــظار
تموم هستیه من
انتــــــــــــظار
گفتم كه روي ماهت از ما چرا نهان است 

گفتم كه روي ماهت از ما چرا نهان است

 

                    گفتا تو خود حجابي ، ورنه رخم عيان است

 

گفتم كه از كه پرسم جانا نشان كويت

 

                    گفتا نشان چه پرسي ، آن كوي بي نشان است

 

 

فتورسيم يا اعتقادي به دوره آخر الزمان و انتظار واپسين منجي و مصلح جهاني ، ريشه در تمام اديان آسماني دارد .

اين اعتقاد در ميان همه ي فرقه هاي سه آئين بزرگ جهان : اسلام ، مسيحيت و يهود ، به عنوان يك اصل مسلّم مورد پذيرش قرار گرفته است .

انتظار اين مصلح الهي در آيات فراواني از قران كريم مورد عنايت و توجه قرار گرفته ، به صراحت آمده است :

(( منتظر باشيد كه من نيز همراه شما از منتظرانم )) 

سوره يونس (10) ، آيه 20

هنگامي كه از ششمين امام به حق ناطق ، جعفر صادق در مورد  آيه شريفه ي ( الذين يؤمنون بالغيب ) سوره بقره ، آيه 3

سؤال شد ، فرمود : منظور از غيبت (( حجت غائب )) مي باشد و شاهد آن گفتار خداوند منّان است كه مي فرمايد :

(( بگو غيبت از آن خداست ، پس در انتظار باشيد كه من نيز همراه شما از منتظران هستم )) پيشواي هشتم حضرت علي بن موسي الرضا (ع) نيز در اين رابطه مي فرمايد :

(( چه نيكوست شكيبايي و انتظار فرج )) 

سپس مي فرمايد : مگر گوش فرا نمي دهيد به گفتار پروردگار كه

مي فرمايد : (( انتظار بكشيد كه من نيز همراه شما در انتظارم ))

سوره هود ، آيه 93

در آيات فراواني از تورات و انجيل بحث انتظار به صورت شفاف مطرح شده كه به چند نمونه اشاره مي شود .

1.  اگر چه تأخير نمايد ، برايش منتظر باش ، زيرا كه البته خواهد آمد .

2.  خوشا به حال آنان كه انتظار كشند .

3.  كمرهاي خود را بسته ، چراغ هاي خود را افروخته بداريد... پس مستعد باشيد ، زيرا در ساعتي كه گمان نمي بريد پسر انسان مي آيد .

4.  ولي از آن روز و ساعت ، غير از پدر هيچ كس اطلاع ندارد نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم . پس برحذر و بيدارشده،دعا كنيد زيرا نمي دانيد كه آن وقت كي مي رسد.

براساس اين نويد ها . مسلمانان ، مسيحيان ، كليميان ، زرتشتيان ، برهمائيان ، هندوها ، ژرمنها ، اسلاوها ، و... همه معتقدند كه  (( او خواهد آمد  )) به جنايت ها و خيانت هاي انسان ها خاتمه داده ، شالوده ي حكومت واحد جهاني را براساس عدالت و آزادي در پهن دشت گيتي استوار خواهد ساخت به اميد آن روز . 

 

زندگاني امام مهدي عليه السلام        

 

    حضرت مهدي عليه السلام ، دوازدهمين و آخرين امام از سلسله پاك امامت و ولايت الهي است . ولادت با سعادت آن حضرت ،  مقارن با طلوع فجر جمعه نيمه شعبان از سال 255 هجري در شهر سامّرا به وقوع پيوست .

پدر گراميش ، امام حسن عسكري عليه السلام است ، و مادر عزيزش نرجس كه از طرف پدر نواده ي قيصر روم و از جانب مادر سلاله شمعون وصّي حضرت عيسي عليه السلام مي باشد .

آن حضرت ، در نام و كنيت با نياي خويش رسول الله صلّي الله عليه و آله موافقت دارد و لقبهاي شريفش مهدي ، حجّت ، قائم ، منتظَر ، صاحب الزمان و خلف صالح آمده كه مشهور ترين آنها مهدي است .

ابن خلكان نويسد : لقب معروف او حجت است . شيعه او را منتظَر و قائم و مهدي مي داند .

***

از آنجا كه حاكمان ستمكار عباسي بر پايه نويد ها و بشارت هاي رسيده از رسول الله (ص) مي دانستند كه فرزندي به نام مهدي از امام حسن عسكري

عليه السلام زاده خواهد شد و او خروج خواهد كرد و بساط ظلم و جور را از صحن گيتي بر خواهد چيد ، در صدد بودند كه اگر چنين نوزودادي پديد آيد ، او را از ميان بردارند . از اين رو تولد و مراحل رشد نمو ظاهري آن حضرت ، همچون حضرت ابراهيم (ع) در پنهاني صورت گرفت و جز خاندان و شيعيان خاصّ از وجود حضرتش آگاهي نداشتند . با وجود اين ، امام حسن عسكري (ع) در فرصتهاي مناسب ، ايشان را به برخي از اصحاب خاص خويش نشان مي دادند تا شيعيان در آينده در مسأله امامت به ضلالت و گمراهي نيفتند و در دينشان ثابت و استوار باقي بمانند .

ابوغانم خادم گويد : ابومحمد (ع) را فرزندي به هم رسيد و نامش را محمد نهاد و او را در روز سوم به اصحابش عرضه كرد و فرمود :

اين نوزاد ، صاحب شما پس از من و جانشين من بر شماست . و او همان قائمي است كه مردمان از سر انتظار ، به سوي او گردن كشند و چشم به راهش باشند . پس آنگاه كه زمين لبريز از جور و ظلم گردد خروج كند و آن را از قسط و عدل آكنده سازد .

سالهاي اول زندگاني حضرت مهدي عج به همين منوال گذشت تا اينكه به سال 260 هجري در سن پنج سالگي پدر عزيزش را از دست داد .

در پي اين حادثه غم انگيز ، امامت و رهبري شيعيان به آن حضرت انتقال يافت . حضرتش در آن هنگام ، از كمالات و دانش هاي الهي همان را داشت كه ديگر امامان داشتند و اين مقام و منزلتي بود كه خداي تعالي به حضرت عنايت فرمود . چنانكه يحيي بن زكريا را در حال صباوت و عيسي بن مريم را در وقت طفوليّت ، مقام سامي نبوّت كرامت فرمود .

چنانچه ياد شد ، حضرت مهدي عج به دور از ديده مردم مي زيست و با افراد اندكي معاشرت داشت . جعفر عموي آن حضرت ، با استفاده از اين مسأله ، به دروغ خود را جانشين و وارث حضرت عسكري (ع) معرفي كرد . و به همين علت است كه او را كذاب لقب داده اند .

ابوالاديان مي گويد : صداي شيون از منزل امام حسن عسكري (ع) بلند بود و جعفر بن علي برادر آن حضرت را نيز بديدم كه بر در خانه نشسته بود و شيعيان نيز او را تسليت و تبريك مي گفتند ( تسليت براي رحلت برادر و تبريك براي جانشيني ) . با خود گفتم كه اگر اين شخص امام باشد ، امامت از بين رود ! زيرا من پيشتر او را مي شناختم ؛ شراب مي خورد وقمارمي باخت و تنبور مي نواخت ... . در اين حال ، عقيد خادم بيرون آمد و به جعفر گفت : آقاي من ! برادرت را كفن كردند ، برخيز و بر او نماز گذار .

جعفر و شيعيان همراه وي داخل شدند . چون در خانه جاي گرفتيم ، ديديم كه پيكر حضرت عسكري صلوات الله عليه را كفن كرده،بر روي تابوتي نهاده اند

جعفر پيش ايستاد كه بر برادر نماز گذارد . چون خواست كه تكبير گويد ، ناگاه كودكي گندمگون ، پيچيده موي و گشاده دندان بيرون آمد و رداي جعفر را كشيد و گفت : اي عمو ! پس بايست كه من سزاوار ترم به نماز بر پدرم !

جعفر كه رنگ از چهره اش پريده بود عقب رفت و آن كودك پيش ايستاد و بر پدر نماز خواند .

خبر وجود فرزندي از امام حسن عسكري (ع) انتشار يافت و مأموران حكومتي به سعايت جعفر كذاب ، بر تفتيش و جستجوي خود شدت بخشيدند .

و در اين را آزار و اذيت هاي فراوان براي خانواده حضرت عسكري (ع) فراهم آوردند ، ولي كوششهاي آنان حاصلي در بر نداشت.

جعفر كذاب نيز از ادعاي خود طرفي نبست و تنها توانست ميراث آن حضرت را به يغما برد . از اين روست كه امام حسين (ع) فرمود :

قائم اين امت همان نهمين از فرزندان من است . و اوست كه غيبت كند . و اوست كه ميراثش تقسيم شود در حالي كه زنده باشد .

در هر حال سلسله امامان دوازده گانه از هم نگسست و امامت الهي به راه خود ادامه داد ؛ ولي پيگيري و تعقيب دشمن خطري بس جدي بود كه جان امام دوازدهم را تهديد مي كرد .

 و همين امر و پاره اي از عوامل ديگر ايجاب مي كرد كه آن حضرت در غيبت به سر برند و به دور از ديده مردم زندگي كنند .

گفتني است كه نهان زيستي مختصّ حضرت مهدي عج  نيست ، بلكه در زندگي بسياري از پيامبران و خود امامان هم ، پيشينه ديرين داشته است .

در قران مجيد از پنهان زيستي پيامبراني  چون حضرت و حضرت موسي ياد شده است . پيامبر اسلام و امامان مسأله غيبت آخرين حجّت را به مردم خاطر نشان مي ساختند و هر گونه شك و تر ديد را در اين مورد از دل هاي آنان

مي زدودند .

غيبت امام دوازدهم دو مرحله دارد ، يكي غيبت صغري و ديگري غيبت صغري .

 

امام صادق (ع)  مي فرمايد :

از براي قائم دو غيبت باشد ؛ يكي كوتاه است و ديگري دراز. در غيبت نخستين ، فقط شيعيان خاص از مكان حضرت آگاه اند . و ديگري تنها خدمتگذاران ويژه حضرتش از مكان او با خبر مي باشند .

روشن است كه دانش و ادب امام عصر (ع) همان قران و سنت او و نياكان پاك اوست . و اهل ايمان تكليف دارند تا روز قيامت به قران و سنت عمل كند و لحظه اي از اين كار باز نمانند .

در دوان غيبت كبري به حكم اينكه ارتباط مستقيم با امام زمان (ع) مقدور نيست ، وظيفه مردمان آن است كه براي آشنايي با دستورات قران و اهل بيت به عالمان رباني و فقيهان وارسته و عادل مراجعه كنند و با راهنمايي آنان تكاليف ديني خود را به كار بندند .

امام صادق (ع)  فرمود :

و اما هر كه از فقيهان ، نفس خويش را نگهدارد و دين خود را حفظ كند ، و با خواسته هاي نفس خود مخالفت نمايد ، و مطيع امر مولايش باشد ، عوام راست كه از او تقليد كنند . و اين شامل بعضي از فقيهان شيعه باشد نه تمامي آنها .

و فقيهان دين نيز وظيفه دارند مردم را با حقايق ديني آشنا سازند و از رسيدگي به امور آنان كوتاهي نورزند و زمينه هاي ظهور مولايشان حضرت مهدي عج را فراهم آورند باشد كه با آمدن آن حضرت ، پايه هاي دين مستحكم شود و صحن گيتي لبريز از عدل و داد گردد .

|لینک ثابت|
نوشته شده توسط منتـظر تنـها در چهارشنبه دوم اسفند 1385 و ساعت 13:49